جملات قصار رهبر معظم انقلاب اسلامي درباره چهارده معصوم عليهم السلام

img

اميرالمؤمنين (ع)

* على (عليه‏السّلام) ظلم‏ستيز بود و با ظلم و ظالم در هر سطح و با هر كيفيتى مى‏ جنگيد. راه او، راه ما و كسانى است كه ادعاى پيروى از اميرالمؤمنين دارند.

* اميرالمؤمنين (عليه‏السّلام) يكى از مظلومترين چهره ‏هاى تاريخ است.

* آن حضرت [اميرالمؤمنين‏] تجسم آيات قرآن در ميان مسلمين و تجسم عدلِ مطلق و «اشدّاء على الكفار و رحماء بينهم» بود.

فاطمه زهرا (س)

* در واقع فاطمه‏ى زهرا فجر درخشانى است كه از گريبان او، خورشيد امامت و ولايت و نبوت درخشيده است.

* [فاطمه‏ى زهرا] آسمان بلند و رفيعى است كه در آغوش آن، ستاره‏هاى فروزان ولايت قرار گرفته است.

* آن بزرگوار محدثه بود، يعنى فرشتگان بر او فرود مى ‏آمدند، با او مأنوس مى‏ شدند و سخن مى ‏گفتند.

* دخت گرامى رسول اكرم معماى ناشناخته‏ى ذهن و معارف بشرى است و آن حضرت را فقط با پيامبر اسلام و اميرالمؤمنين مى ‏توان مقايسه كرد.

امام حسن (ع)

* صلح امام حسن، صددرصد منطبق بر استدلال منطقى بود.

* دوران امام مجتبى‏(عليه‏الصّلاةوالسّلام) و حادثه‏ى صلح آن بزرگوار با معاويه، يا آن چيزى كه به نام صلح ناميده شد، حادثه‏ ى سرنوشت‏ ساز و بى‏ نظيرى در كل روند انقلاب اسلامىِ صدر اول بود.

* امام حسن مجتبى‏ كارى كرد كه جريان اصيل اسلام در مجراى ديگرى، جريان پيدا بكند؛ منتها اگر نه به شكل حكومت – زيرا ممكن نبود – لااقل دوباره به شكل نهضت جريان پيدا كند.

امام حسين (ع)

* محبت مردم به حسين‏ بن ‏على (عليه‏السّلام) ضامن حيات و بقاى اسلام است.

* ماجراى امام حسين، نجات بخشى يك ملت نبود، نجات بخشى يك امت نبود، نجات بخشى يك تاريخ بود.

* امام حسين (عليه‏السّلام) عظيم ‏ترين مبارز و مجاهد تاريخ اسلام است.

* اگر عشق به امام حسين و ذكر مصائب اين بزرگوار نبود، معلوم نبود كه نهضت ما با اين كيفيت به پيروزى برسد.

* حركت امام حسين، حركت عزت بود؛ يعنى عزت حق، عزت دين، عزت امامت و عزت آن راهى كه پيغمبر ارائه كرده بود.

امام سجاد (ع)

* از دعاهاى معتبر – بخصوص صحيفه‏ ى سجاديه – با توجه به معانى و مفاهيمش حتماً استفاده كنيد، ولو كم؛ اينها انسان را در همه‏ ى ميدان ها قوى مى‏ كند و در دل و روح و باطن خود احساس قدرت و قوّت مى‏ كند؛

* شخصيت امام سجاد (عليه‏السّلام) از آن شخصيتهاى دست نيافتنى است. نه اين‏كه فقط در عمل دست نيافتنى است، حتّى در ذهن هم دست نيافتنى است. از آن خورشيدهاى تابانى است كه ما فقط مى ‏توانيم شعاعش را از دور ببينيم.

امام باقر (ع)

* زنده‏كردن سخن حق در دنياى مادّى و منحط و گمراه كننده و غرق در فساد كارى است كه امام باقر(عليه‏السّلام) يك‏تنه به كمك معدودى از اصحاب خود، در دنياى بزرگ آن روز اسلام انجام مى‏ داد.

* اين بزرگوار كه حدود هجده سال دوران امامتشان طول كشيد، الگوى كامل تلاش و مبارزه و مجاهدت خستگى‏ ناپذير و پُر از مشكلات براى اشاعه‏ ى دين و كلمه‏ ى حق و راه انداختن جريان فكرى درست در دنياى آن روز بود.

امام صادق (ع)

* ما نمى‏ توانيم عظمت … امام صادق(ع) و بقيه‏ ى اوليا را حتّى درست تصور كنيم؛ ذهن ما كوچكتر از آن است كه بتواند عظمت شخصيت آن بزرگمردان را در خود بگنجاند و تصور كند.

امام كاظم (ع)

* امام موسى‏ بن‏ جعفر (عليه‏السّلام) نيز همه‏ ى زندگى خود را وقف اين جهاد مقدس [تحقق بخشيدن به هدف پيامبر معظّم اسلام(صلّى ‏اللَّه ‏عليه ‏و اله)] ساخته بود؛ درس و تعليم و فقه و حديث و تقيه و تربيتش در اين جهت بود.

امام رضا (ع)

* اساس كار وجود مقدس على‏ بن ‏موسى ‏الرّضا (عليه‏الصّلاةوالسّلام) كار فرهنگى و تبليغى بوده است؛ در اين سفر حضرت به خراسان هم ببينيد چقدر مباحثات و مناظرات انجام گرفته است.

* على‏ بن‏ موسى الرضا (عليه‏ آلا ف‏التحيةوالثناء) با يك سياست الهى به جنگ دشمن رفت.

امام جواد (ع)

* جوادالائمه (عليه السلام) مظهر مبارزه ي با باطل و کوششگر براي حکومت الله بود.

امام هادي (ع)

* در شهر سامرا عده‏ ى قابل توجهى از بزرگان شيعه در زمان امام هادى (عليه‏السّلام) جمع شدند و حضرت توانست آنها را اداره كند و به وسيله ‏ى آنها پيام امامت را به سرتاسر دنياى اسلام برساند.

* شيعه در دوران حضرت هادى و حضرت عسگرى (عليهماالسّلام) در آن شدت عمل روزبه‏ روز وسعت پيدا كرد و قوى ‏تر شد.

* در نبرد بين امام هادى (عليه‏السّلام) و خلفايى كه در زمان ايشان بودند، آن كس كه ظاهراً و باطناً پيروز شد، حضرت هادى (عليه‏السّلام) بود.

امام حسن عسکري (ع)

* هر كس تصور كند كه ائمه (عليه‏السّلام) از زمان امام حسين تا زمان امام حسن عسگرى يك روز از حركت به سمت ايجاد حكومت علوى منصرف شدند، اشتباه كرده است.

امام زمان (عج)

* قطب عالم امكان و ملجأ همه‏ ى خلايق، اگر چه غايب است و ظهور نكرده؛ اما حضور دارد.

* كسى كه در انتظار آن مصلح بزرگ است، بايد در خود زمينه‏ هاى صلاح را آماده كند و كارى كند كه بتواند براى تحقق صلاح بايستد.

Author : admin

admin

RELATED POSTS

Leave A Reply