راه رهايى از محبت دنيا

img

اولين قدم در اين راه اين است كه توجه كنيم همه اين لذت‌هايى كه در دنيا هست، شبيه آن، ولى بسيار بهتر و بادوام‌ترش در سرايى ديگر وجود دارد و در بسيارى از موارد، شرط برخوردارى از آن لذت بهتر و بادوام‌تر، چشم‌پوشى از اين لذت نازل زودگذر دنيا است. اين حالت شبيه اين است كه به كودكى كه شكلات و آب‌نباتى در دست دارد، بگوييم، اگر اين را كنار بگذارى، يك ساعت ديگر شيرينى و شكلاتى بسيار بهتر و خوشمزه‌تر به تو خواهيم داد. اگر كودك دو، سه مرتبه اين مسأله را تجربه كرد و ديد كه واقعاً با كنار گذاشتن اين آب‌نبات، چيز بسيار بهترى نصيبش مى‌گردد، از آن پس ديگر به راحتى از خوردن آب‌نبات صرف‌نظر مى‌كند و منتظر آن شيرينى بهتر و خوشمزه‌تر مى‌شود. مهم اين است كه باور كند در صورت گذشتن از لذتى كوچك حتماً از لذتى بزرگ‌تر برخوردار خواهد شد. يكى از روش‌هاى تربيتى ائمه در ارتباط با انسان‌ها دقيقاً همين‌گونه است. مَثَل ما مَثَل همان كودك است و حقايق اين عالم را درست درك نمى‌كنيم و به همين دليل به متاع قليل دنيا دل مى‌بنديم. اما انبيا كه از حقيقت عالم باخبرند به ما گوشزد مى‌كنند كه لذتى وجود دارد كه بسيار بهتر و پايدارتر از لذت دنيا است:

بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَياةَ الدُّنْيا * وَالآْخِرَةُ خَيْرٌ وَأَبْقى؛(1) ليكن شما زندگى دنيا را برمى گزينيد؛ با آن كه آخرت نيكوتر و پايدارتر است.

گرچه شما دنيا را ترجيح مى‌دهيد و به لذت‌هاى آن دل مى‌بنديد، اما بدانيد از اين لذت‌ها بهتر و بادوام‌تر را در آخرت به شما مى‌دهند، به شرط اين‌كه لذايذتان را در اين دنيا محدود كنيد و مرتكب حرام نشويد. بحث اين نيست كه اصلا از دنيا لذت نبريد. لذت حلال گوارايتان، اما در مورد لذت حرام توقف كنيد و از آن صرف‌نظر نماييد. اگر اين گونه رفتار كرديد لذتِ بهتر و بادوام‌تر آخرت در انتظار شما است. البته طبيعى است كسى مى‌تواند اين امر را بپذيرد كه به غيب و به آخرتى كه نديده است ايمان داشته باشد:

الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ‌…‌وَبِالاْخِرَةِ هُمْ يُوقِنُون؛(2)آنان كه به غيب ايمان مى آورند… و به آخرت يقين دارند.

اين‌كه همه انبيا از ابتدا روى ايمان به خدا و قيامت تكيه مى‌كنند و تلاش دارند كه اين امر در دل‌ها ريشه بدواند و مستحكم شود، سببش همين است كه تمام تعاليم بعدى مبتنى بر همين امور است: ايمان بالله واليوم الآخر. در مقابل، شياطين جن و انس نيز تمام تلاششان اين است كه اين دو ركن را تضعيف كنند و افراد را در مورد خدا و قيامت به شك و ترديد بيندازند. براى تضعيف محبت دنيا ما بايد ايمان به خدا و قيامت را هرچه مى‌توانيم در خود تقويت كنيم. از آن سو نيز بايد توجه داشته باشيم كه يكى از اسباب تضعيف ايمان به خدا و آخرت، همين محبت دنيا است. اميرالمؤمنين(عليه السلام) در اين باره مى‌فرمايد:

إِنَّ الدُّنْيَا لَمَفْسَدَةُ الدِّينِ مَسْلَبَةُ الْيَقِينِ؛(3)[محبت] دنيا باعث فساد دين و سلب يقين است.

«مفسده» را ممكن است به ضمّ ميم «مُفسده»، و يا به فتح آن، «مَفسده» بخوانيم، اما «مسلبه» را فقط بايد به فتح بخوانيم و به ضم غلط است.

از اين رو معناى عبارت اين است كه، حب دنيا دين را فاسد مى‌كند و يقين را مى‌ربايد و سلب مى‌كند.

آدمى زمانى كه به دنيا دل بست و مزه لذت‌هاى حرام دنيا زير دندانش رفت، ديگر دلش نمى‌خواهد زير بار چيزى برود كه معارض و مزاحم آن لذّت باشد:

بَلْ يُرِيدُ الإْنْسانُ لِيَفْجُرَ أَمامَه؛(4)[علّت ايمان نياوردن به معاد اين است كه] انسان مى‌خواهد [آزاد و] بى بند و بار باشد.

طبع انسان اين‌گونه است كه چيزهايى را كه او را محدود مى‌كند و جلوى بى‌بند و بارى‌اش را مى‌گيرد، نمى‌خواهد قبول كند و زير بار آن برود. از همين رو بيشترين مقاومت كفار در مقابل انبيا نسبت به مسأله معاد بوده و آن‌قدر كه درباره پذيرفتن معاد مقاومت كرده‌اند درباره هيچ مسأله‌اى سرسختى نشان نداده‌اند؛ چرا كه اگر معاد را مى‌پذيرفتند به دنبال آن بايد بسيارى چيزهاى ديگر را نيز قبول مى‌كردند. بله گفتن به معاد و پذيرفتن آن، مشكلات و محدوديت‌هاى فراوانى را به همراه داشت و آنان مى‌خواستند با عدم پذيرش آن، خيال خود را از بابت اين مسائل و مشكلات راحت كنند. از اين رو پيوسته تكرار مى‌كردند كه:

ما نَدْرِي مَا السّاعَةُ إِنْ نَظُنُّ إِلاّ ظَنًّا؛(5)ما نمى‌دانيم رستاخيز چيست؛ جز گمان نمى بريم.

وَما أَظُنُّ السّاعَةَ قائِمَة؛(6) و گمان ندارم كه رستاخيز برپا شود.

در هر صورت، اگر يقين به آخرت باشد آن‌گاه دل كندن از دنيا آسان مى‌شود. اگر انسان بفهمد كه اين لذت دنيايى تزاحم دارد با لذتى شبيه آن، ولى بسيار بهتر و بالاتر، آن‌گاه مى‌تواند خود را متقاعد نمايد كه از آن صرف‌نظر كند:

وَبَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصّالِحاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنّات تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الأْنْهارُ كُلَّما رُزِقُوا مِنْها مِنْ ثَمَرَة رِزْقاً قالُوا هذَا الَّذِي رُزِقْنا مِنْ قَبْلُ وَأُتُوا بِهِ مُتَشابِها؛(7) و كسانى را كه ايمان آورده‌اند و كارهاى شايسته انجام داده اند مژده ده كه ايشان را باغ هايى خواهد بود كه از زير [درختان] آنها جوى‌ها روان است. هرگاه ميوه‌اى از آن روزىِ ايشان شود، گويند: «اين همان است كه پيش از اين [نيز] روزىِ ما بوده است.» و مانند آن [نعمت‌ها]براى آنان آورده شود.

اگر طالب لذت جنسى هم هستى، از اين لذت جنسى حرام بگذر تا بسيار عالى‌تر و بهترش را، كه اصلا با لذت جنسى دنيا قابل مقايسه نيست، در آخرت به تو بدهند:

وَلَهُمْ فِيها أَزْواجٌ مُطَهَّرَةٌ وَهُمْ فِيها خالِدُونَ؛(8) در آن‌جا همسرانى پاكيزه خواهند داشت و آنها در آن جا جاودانه اند.

براى رسيدن به باغ و قصر و ويلا، حرام و حلال را ناديده مگير و به كسب ثروت نامشروع روى مياور؛ اگر چند روزى شكيبايى پيشه نمايى، باغ‌ها و خانه‌هايى به تو مى‌دهند كه وسعت و حشمت و زيبايى آن هوش را از سر مى‌برد:

وَيُدْخِلْكُمْ جَنّات تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الأَْنْهارُ وَمَساكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنّاتِ عَدْن؛(9) و شما را در باغ‌هايى كه از زير [درختان]آن جويبارها روان است و سراهايى خوش، در بهشت هاى هميشگى درآورَد.

توجه به لذت انس

آن‌چه تاكنون گفتيم، راهى است كه انبيا براى تربيت عموم مردم در جهت نجات از محبت دنيا در پيش مى‌گيرند، اما براى كسانى كه همتشان عالى‌تر و معرفتشان بيشتر باشد و اندكى مزه انس با خدا و مناجات با او را چشيده باشند راهى بالاتر نيز وجود دارد. اگر كسى لذت عبادت را درك، و شيرينى انس با حضرت دوست را تجربه كرده باشد، مى‌داند كه از تمام لذت‌هاى دنيا بالاتر و عالى‌تر است. اَيْنَ الملوك وابناء الملوك؟ بعد از نماز فريضه‌اى خدمت يكى از بزرگان بوديم؛ مى‌فرمود: اگر ملوك و سلاطين عالم مى‌دانستند نماز چقدر لذت دارد دست از سلطنتشان مى‌كشيدند! بسيارى از انسان‌ها چنين لذتى را نچشيده‌اند و نمى‌دانند كه چيست. كافى است فقط اندكى از اين لذت را به انسان بچشانند. اگر انسان آن لذت را چشيد و درك كرد، مى‌فهمد كه اين لذايذ دنيا سرگرمى و بازيچه‌اى بيش نيست:

وَما هذِهِ الْحَياةُ الدُّنْيا إِلاّ لَهْوٌ وَلَعِبٌ؛(10) اين زندگى دنيا جز سرگرمى و بازيچه نيست.

البته امثال بنده اگر مى‌گوييم دنيا سرگرمى است و لذت حقيقى نيست،

به كنه اين سخن نرسيده‌ايم و فقط تعبداً و چون خدا فرموده، تكرار مى‌كنيم؛ اما صاحب‌دلانى كه به لذت انس با خدا نايل گشته‌اند حقيقتاً ادراك مى‌كنند كه لذت‌هاى دنيا هيچ ارزشى ندارد و بازى و بازيچه‌اى كودكانه بيش نيست. همه ما ديده‌ايم كه كودكان گاهى به هنگام بازى با سنگ و خاك يا گِل و چوب و اسباب‌بازى با هم دعوا مى‌كنند و جنجال راه مى‌اندازند. ما تعجب مى‌كنيم كه دو عدد سنگ يا دو تكه چوب و مقدارى گِل چه ارزشى دارد كه آنها بر سر آن داد و فرياد و زد و خورد راه انداخته‌اند؟! اما كودك در آن عالم بچگى بيش از اين نمى‌فهمد. در مورد دنيا نيز اگر انسان لذت انس با خدا را درك كند و مزه محبت خدا را بچشد، تعجب مى‌كند كه چگونه انسان‌هاى عاقل تمام همّ و غمّشان را براى تحصيل دنيا و لذت‌هاى آن گذاشته‌اند. از اين رو كسانى كه به چنين بلوغ و رشدى رسيده‌اند و نور محبت الهى در دل‌هايشان تابيده است، ديگر با محبت دنيا مشكلى ندارند و بيرون كردن آن از دل برايشان بسيار سهل و ساده است. آنان از آن‌جا كه لذت وصل را چشيده‌اند، هر آن‌چه را كه ايشان را از محبوبشان باز‌دارد كنار مى‌زنند و از خود دور مى‌كنند. انسان‌هاى عادى در مورد محبوب‌هاى دنيايى همين حالت را دارند. عاشق هنگامى كه به محبوب و معشوق خود مى‌رسد ديگر به لذت خوردن و آشاميدن نمى‌انديشد. لذتى كه او از هم‌نشينى و انس با معشوق مى‌برد كجا و لذت شربتى گوارا يا مرغى بريان كجا؟! حناى اين قبيل لذت‌ها در پيش خمار چشم معشوق هيچ رنگى ندارد.

در هر صورت، بركندن ريشه محبت دنيا از دل، كارى ناشدنى و محال نيست. ملاحظه حال و وضع اولياى خدا گواه اين مطلب است. البته براى امثال بنده كه آلوده اين محبت شده‌ايم و عمرى را به همين منوال سپرى كرده‌ايم دل كندن از دنيا سخت است، اما اين كار براى جوان‌هاى عزيز به مراتب آسان‌تر است. جوانان عزيز بايد قدر خودشان را بدانند و تا محبت دنيا در دل آنها راسخ نگرديده و رسوبات اين محبت متعفّن در وجودشان جايگزين نشده است، هرچه زودتر ريشه اين شجره خبيثه را در خود بخشكانند و شجره طيبه محبت خدا را به جاى آن بكارند. شب‌هاى ماه رمضان فرصت مناسبى است تا انسان با خداى خويش خلوت كند و با قرائت قرآن، مناجات و خواندن نماز، دلش را متوجه خدا نمايد و با تمركز در توجّه به ذات اقدس حق، حالت انس را تجربه كند. اگر حالت انس براى انسان پديد آيد، خواهيد ديد كه ساعتى گذشته و شما اصلا متوجه گذشت زمان نشده‌ايد. اين حالت، و تجربه لذت انس، بهترين راهى است كه به وسيله آن مى‌توان محبت دنيا را از دل بركند. اين يك قانون كلى است كه اگر انسان شيرينى چيزى را چشيد، تا چيزى شيرين‌تر نيابد از آن دست برنخواهد داشت. همه ما لذت دنيا را چشيده‌ايم و خواه ناخواه به آن دل‌بستگى پيدا كرده‌ايم و هنگامى مى‌توانيم از آن دل بركنيم كه لذتى بالاتر را تجربه نماييم. آن‌چه مى‌تواند بر همه اينها غلبه پيدا كند محبت خدا و لذت انس با او و هم‌چنين انس با اولياى خدا است. در اين زمينه، يكى از بهترين گزينه‌ها وجود مقدس حضرت ولىّ‌عصر(عليه السلام) است. اگر ما به آن جناب توجه پيدا كنيم حضرتش هميشه آمادگى اتصال دارد. آن بزرگوار مانند يك منبع عظيم مولّد انرژى است و كافى است كه شما گيرنده‌هاى وجود خود را به سوى او تنظيم نماييد تا حرارت و لذت انس سراسر وجود شما را فرا گيرد. اميد كه با اتصال به اين مبدأ نور، همه دردهاى ما، كه ريشه‌اش در محبت دنيا است، مداوا گردد.

منابع :

1. اعلى (87)، 16 و 17.

2. بقره (2)، 3 و 4.

3. غرر الحكم و درر الكلم، حديث 2174.

4. قيامه (75)، 5.

5. جاثيه (45)، 32.

6. فصلت (41)، 50.

7. بقره (2)، 25.

8. بقره (2)، 25.

9. صف (61)، 12.

10. عنكبوت (29)، 64.

برگرفته از کتاب پيام مولا از بستر شهادت از آیت الله مصباح یزدی

Author : admin

admin

RELATED POSTS

Leave A Reply