عظمت فاطمه زهرا (س) از زبان پیامبر(ص) و ذکر چند سوال

img

بیان عظمت فاطمه (سلام الله علیها ) از زبان پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)

فاطمیه93

رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، بارها و بارها فاطمه (علیها السلام) را ستود و از او تجلیل نمود. در مواقع بسیاری می‌فرمود: “پدرش به فدایش باد” و گاه خم می‌شد و دست او را می‌بوسید. به هنگام سفر از آخرین کسی که خداحافظی می‌نمود، فاطمه (علیها السلام) بود و به هنگام بازگشت به اولین محلی که وارد می‌شد، خانه او بود.

عامه محدثین و مسلمانان از هر مذهب و با هر عقیده‌ای، این کلام را نقل نموده‌اند که حضرت رسول می‌فرمود: “فاطمه پاره تن من است هر کس او را بیازارد مرا آزرده است.” از طرفی دیگر، قرآن کریم پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را از هر سخنی که منشأ آن هوای نفسانی باشد، بدور دانسته و صراحتاً بیان می‌دارد که هر چه پیامبر می‌فرماید، سخن وحی است. پس می‌توان دریافت که این همه تجلیل و ستایش از فاطمه (علیها السلام)، علتی ماورای روابط عاطفی مابین پدر و فرزند دارد. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز خود به این مطلب اشاره می‌فرمود. گاه در جواب خرده‌گیران، لب به سخن می‌گشود که خداوند مرا به این کار امر نموده و یا می‌فرمود: “من بوی بهشت را از او استشمام می‌کنم.”

اما اگر از زوایای دیگر به بحث بنگریم و حدیث نبوی را در کنار آیات شریفه قرآن کریم قرار دهیم، مشاهده می‌نماییم قرآن کریم عقوبت کسانی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را اذیت نمایند، عذابی دردناک ذکر می‌کند. و یا می‌فرماید کسانی که خدا و رسول را اذیت نمایند، خدا آنان را در دنیا از رحمت خویش دور می‌دارد و برای آنان عذابی خوار کننده آماده می‌نماید. پس به نیکی مشخص می‌شود که رضا و خشنودی فاطمه (علیها السلام)، رضا و خشنودی خداوند است و غضب او نیز باعث غضب خداست. به بیانی دقیق‌تر، او مظهر رضا و غضب الهی است. چرا که نمی‌توان فرض نمود، شخصی عملی را انجام دهد و بدان وسیله فاطمه (علیها السلام) را بیازارد و موجب آزردگی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) گردد و بدین سبب مستوجب عقوبت الهی شود، اما خداوند از آن شخص راضی و به عمل او خشنود باشد و در عین رضایت، او را مورد عقوبتی سنگین قرار دهد.

نکته‌ای دیگر که از قرار دادن این حدیث در کنار آیات قرآن کریم بدست می‌آید، آنست که رضای فاطمه (علیها السلام)، تنها در مسیر حق بدست می‌آید و غضب او فقط در انحراف از حق و عدول از اوامر الهی حاصل می‌شود و در این امر حتی ذره‌ای تمایلات نفسانی و یا انگیزه‌های احساسی مؤثر نیست. چرا که از مقام عدل الهی، بدور است شخصی را به خاطر غضب دیگری که برخواسته از تمایل نفسانی و یا عوامل احساسی مؤثر بر اراده اوست، عقوبت نماید.

——————————————————————————————————————————

فضائل حضرت زهرا(علیها السلام) از زبان پیامبر اکرم (صلى الله علیه وآله) در کتب اهل سنت

یکی از سوالات مطرح در خصوص فضائل حضرت زهرا(س) اینکه چه فضائلی درباره ی حضرت زهرا(علیها السلام) از زبان پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) در کتب اهل سنت نقل شده است؟

فضائل بیشماری از زبان آن حضرت درباره حضرت زهرا(علیها السلام) در منابع اهل سنت روایت شده که ما در این جا به عنوان نمونه به هفده روایت مستند اشاره می کنیم:

۱- «قال رسول اللّه(صلى الله علیه وآله): إذا کانَ یَوْمُ القیامَهِ نادى مُنادٍ: یا أَهْلَ الجَمْعِ غُضُّوا أَبْصارَکُمْ حَتى تَمُرَّ فاطِمَه»(۱)؛ (پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) فرمود: زمانی که روز قیامت برپا شود، منادی صدا می زند: ای اهل محشر! چشمان خود را ببندید تا فاطمه عبور کند).

۲- «قال رسول اللّه(صلى الله علیه وآله): ما رَضِیْتُ حَتّى رَضِیَتْ فاطِمَه»(۲)؛ ( من جز با خشنودی فاطمه خشنود نخواهم شد).

۳- «قال رسول اللّه (صلى الله علیه وآله): یا عَلِیّ إِنَّ اللّهَ أَمَرَنِی أَنْ أُزَوِّجَکَ فاطِمَه»(۳)؛ (ای علی! خداوند مرا امر کرده که تورا به همسری فاطمه درآورم).

۴- «قال رسول اللّه (صلى الله علیه وآله): کُلِّ بَنِی أُنثى عصْبَتُهم لأَبیهِمْ ماخَلا وُلْد فاطِمَه»(۴)؛ (تمام فرزندان یک مادر، به فامیل پدری منتسب هستند، مگر فرزندان فاطمه (که به من منتسب هستند)).

۵- «قال رسول اللّه(صلى الله علیه وآله): أَحَبُّ أَهْلِی إِلیَّ فاطِمَه»(۵)؛ (فاطمه، محبوبترین فرد خانواده ی من است).

۶- «قال رسول اللّه(صلى الله علیه وآله): خَیْرُ نِساءِ العالَمین أَرْبَع: مَرْیَم وَآسیه وَخَدِیجَه وَفاطِمَه»(۶)؛ (برترین زنان عالم چهار نفرند: مریم، آسیه، خدیجه و فاطمه).

۷- «قال رسول اللّه(صلى الله علیه وآله): سیّدَهُ نِساءِ أَهْلِ الجَنَّهِ فاطِمَه(۷)؛ ( فاطمه سرور زنان بهشت است.)

۸- «قال رسول اللّه (صلى الله علیه وآله): إذا إشْتَقْتُ إلى ثِمارِ الجنَّهِ قَبَّلتُ فاطِمَه(۸)؛ (هرگاه مشتاق میوه های بهشت می شوم فاطمه را می بوسم).

۹- «قال رسول اللّه (صلى الله علیه وآله): أُنْزِلَتْ آیَهُ التطْهِیرِ فِیْ خَمْسَهٍ فِیَّ، وَفِیْ عَلیٍّ وَحَسَنٍ وَحُسَیْنٍ وَفاطِمَه»(۹)؛ (آیه ی تطهیر در مورد پنج نفر نازل شد: من و فاطمه و علی و حسن و حسین).

۱۰- «قال رسول اللّه(صلى الله علیه وآله): أَوَّلُ مَنْ دَخَلَ الجَنَّهَ فاطِمَه»(۱۰)؛ (اول کسی که داخل بهشت می شود فاطمه است).

۱۱- «قال رســـول اللّه(صلى الله علیه وآله): إنّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ فَطـــَمَ ابْنَتِی فاطِمَـــه وَوُلدَهـــا وَمَنْ أَحَبًّهُمْ مِنَ النّارِ فَلِذلِکَ سُمّیَتْ فاطِمَه»(۱۱)؛ (خداوند دخترم فاطمه و فرزندانش و هرکس که آنان را دوست داشته باشد را از آتش جهنم جدا ساخته است و برای همین نام او “فاطمه”(جدا شده) است).

۱۲- «قال رسول اللّه(صلى الله علیه وآله): فاطِمَه سِیِّدهُ نِساءِ أَهْلِ الجَنِّه»(۱۲)؛ (فاطمه بانوی زنان اهل بهشت است).

۱۳- «قال رسول اللّه(صلى الله علیه وآله): فاطِمَه خُلِقَتْ حورِیَّهٌ فِیْ صوره إنسیّه»(۱۳)؛ (فاطمه حوریه ای است در صورت انسان).

۱۴- «قال رسول اللّه(صلى الله علیه وآله): فاطِمَه بَضْعَهٌ مِنّی یُؤْذیِنی ما آذاها وَیَنَصُبَنی ما أنَصَبَها»(۱۴)؛ (فاطمه پاره تن من است، آنچه او را اذیت کند مرا اذیت کرده است و آنچه او را به سختی بیندازد مرا به سختی انداخته است).

۱۵- «قال رسول اللّه(صلى الله علیه وآله): فاطِمَه أَحَبُّ إِلیَّ مِنْکَ یا عَلِیّ وَأَنْتَ أَعَزُّ عَلَیَّ مِنْها»(۱۵)؛ (ای علی!‌ فاطمه در نزد من محبوبتر است و تو عزیز تر!).

۱۶- «قال رسول اللّه (صلى الله علیه وآله): فاطِمَه بَضْعَهٌ مِنّی وَهِیَ قَلْبِیْ وَهِیَ روُحِی التی بَیْنَ جَنْبَیّ»(۱۶)؛ (فاطمه پاره ای از وجود من، قلب و جان من در کالبد من است).

۱۷- «قال رسول اللّه (صلى الله علیه وآله): فاطِمَه سیِّدَهُ نِساءِ أُمَّتِی»(۱۷)؛ (سرور زنان امت من فاطمه است).

۱۸- «قال رسول اللّه (صلى الله علیه وآله): فاطِمَه لَیْسَتْ کَنِساءِ الآدَمیّین»(۱۸)؛ (همانا فاطمه مانند زنان دیگر نیست).

۱۹- «قال رسول اللّه (صلى الله علیه وآله): یا فاطِمَه إِنّ اللّهَ یَغْضِبُ لِغَضَبَکِ»(۱۹)؛ (ای فاطمه! همانا خداوند به خاطر خشم تو خشمگین می شود).

۲۰- «قال رسول اللّه (صلى الله علیه وآله): یا فاطِمَه إِنّ اللّهَ غَیْرُ مُعَذِّبِکِ وَلا أَحَدٍ مِنْ وُلْدِکِ»(۲۰)؛ (‌ای فاطمه! خداوند تو و هیچیک از فرزندان تو را عذاب نمی کند).

(۱). کنز العمّال، ج ۱۳، ص ۹۱ و ۹۳؛ منتخب کنز العمّال، بهامش المسند، ج ۵، ص ۹۶؛ الصواعق المحرقه، ص ۱۹۰؛ أسد الغابه، ج ۵، ص ۵۲۳؛ تذکره الخواص، ص ۲۷۹؛ ذخائر العقبى، ص ۴۸؛ مناقب الإمام علی لابن المغازلی، ص ۳۵۶؛ نور الأبصار، ص ۵۱ و ۵۲؛ ینابیع المودّه، ج ۲، باب ۵۶، ص ۱۳۶٫

(۲). مناقب الإمام علی لابن المغازلی، ص ۳۴۲٫

(۳). الصواعق المحرقه، باب ۱۱، ص ۱۴۲؛ ذخائر العقبى، ص ۳۰ و ۳۱؛ تذکره الخواص، ص ۲۷۶؛ مناقب الإمام علی من الریاض النضره، ص ۱۴۱؛ نور الأبصار ص ۵۳٫

(۴). کنز العمّال، ج ۱۳، ص ۱۰۱؛ الصواعق المحرقه، ص ۱۸۷ و ۱۸۸؛ إسعاف الراغبین بهامش نور الأبصار، ص ۱۴۴٫

(۵). الجامع الصغیر، ج ۱، ح ۲۰۳، ص ۳۷؛ الصواعق المحرقه، ص ۱۹۱؛ ینابیع المودّه، ج ۲، باب ۵۹، ص ۴۷۹؛ کنز العمّال، ج ۱۳، ص ۹۳٫

(۶). الجامع الصغیر، ج ۱، ح ۴۱۱۲، ص ۴۶۹؛ الإصابه فی تمییز الصحابه، ج ۴، ص ۳۷۸؛ البدایه والنهایه، ج ۲، ص ۶۰، ذخائر العقبى، ص ۴۴٫

(۷). کنز العمّال، ج ۱۳، ص ۹۴؛ صحیح البخاری، کتاب الفضائل، باب مناقب فاطمه؛ البدایه والنهایه، ج ۲، ص ۶۱٫

(۸). نور الأبصار، ص ۵۱٫

(۹). إسعاف الراغبین، ص ۱۱۶؛ صحیح مسلم، کتاب فضائل الصحابه.

(۱۰). ینابیع المودّه، ج ۲، ص ۳۲۲، باب ۵۶٫

(۱۱). کنز العمال، ج ۶، ص ۲۱۹٫

(۱۲). صحیح البخاری، ج ۳، کتاب الفضائل، باب مناقب فاطِمَه، ص ۱۳۷۴؛ مستدرک الصحیحین، ج ۳، باب مناقب فاطِمَه، ص ۱۶۴؛ سنن الترمذی، ج ۳، ص ۲۲۶؛ کنز العمّال، ج ۱۳، ص ۹۳؛ منتخب کنز العمّال، ج ۵، ص ۹۷؛ الجامع الصغیر، ج ۲، ص ۶۵۴، ح ۵۷۶۰؛ سیر أعلام النبلاء، ج ۲، ص ۱۲۳؛ الصواعق المحرقه، ص ۱۸۷ و ۱۹۱؛ خصائص الإمام علیّ، نسائی، ص ۱۱۸؛ ینابیع المودّه، ج ۲، ص ۷۹؛ الجوهره فی نسب علیّ وآله، ص ۱۷، البدایه والنهایه، ج ۲، ص ۶۰٫

(۱۳). مناقب الإمام علی، ابن المغازلی، ص ۲۹۶٫

(۱۴). مستدرک الصحیحین، ج ۳، ص ۱۷۳؛ سنن الترمذی، ج ۳، باب فضل فاطِمَه، ص ۲۴۰؛ کنز العمّال، ج ۱۳، ص ۹۳؛ منتخب کنز العمّال بهامش المسند، ج ۵، ص ۹۶؛ الصواعق المحرقه، الفصل الثالث، ص ۱۹۰٫

(۱۵). مجمع الزوائد، ج ۹، ص ۲۰۲؛ الجامع الصغیر، ج ۲، ص ۶۵۴، ح ۵۷۶۱؛ منتخب کنز العمّال، ج ۵، ص ۹۷؛ أسد الغابه، ج ۵، ص ۵۲۲؛ ینابیع المودّه، ج ۲، باب ۵۶، ص ۷۹؛ الصواعق المحرقه، فصل سوم، ص ۱۹۱٫

(۱۶). نور الأبصار، ص ۵۲٫

(۱۷). سیر أعلام النبلاء، ج ۲، ص ۱۲۷؛ صحیح مسلم، کتاب فضائل الصحابه، باب مناقب فاطمه؛ مجمع الزوائد، ج ۲، ص ۲۰۱؛ إسعاف الراغبین، ص ۱۸۷٫

(۱۸). مجمع الزوائد، ج ۹، ص ۲۰۲٫

(۱۹). الصواعق المحرقه، ص ۱۷۵، مستدرک الحاکم، باب مناقب فاطمه؛ مناقب الإمام علی(ع)، ابن المغازلی ص ۳۵۱٫

(۲۰). کنز العمّال، ج ۱۳، ص ۹۶؛ منتخب کنز العمّال، بهامش مسند أحمد، ج ۵، ص ۹۷؛ إسعاف الراغبین، بهامش نور الأبصار، ص ۱۱۸٫

(منبع بخش دوم: پایگاه فرهنگی نوانا)

با وجود اذعان خود اهل سنت به این فضایل آيا كسي كه جانشين پيامبر بود ( آن گونه كه خود ادعا كرده اند) شايستگي نماز خواندن بر وي را نداشت؟ و دختر پیامبر باید شبانه دفن می شد؟

 

دفن شبانه، نماز بدون حضور و اطلاع خليفه، قبر پنهان، اسراري است كه در درون خود پيام ها دارند. درست است كه فاطمه اين چنين خواست و اين گونه وصيت كرد؛ ولي چه اتفاقي افتاده است كه زهرا سلام الله عليها وصيت تاريخي اش را با اين در خواست ها به پايان مي برد؟!! مگر نه اين است كه خشم و ناراحتي اش را نسبت به دشمنانش اظهار مي كند و در واقع چندين پرسش را در برابر نگاههاي تيز بين مورخان و آيندگان مي گذارد تا به پرسند: چرا قبر فاطمه پنهان است؟ و چرا دختر پيامبر شبانه و پنهاني دفن شد؟ و چرا علي عليه السلام بدون اطلاع ابوبكر و عمر بر وي نماز خواند؟ و…

آيا كسي كه جانشين پيامبر بود ( آن گونه كه خود ادعا كرده اند) شايستگي نماز خواندن بر وي را نداشت؟

آري، فاطمه وصيت كرد كه او را شبانه دفن نموده و هيچ يك از كساني را كه بر وي ستم كرده اند، خبر نكنند، و اين بهترين سند براي شيعه است تا ثابت كنند كه صديقه شهيده مظلوم از دنيا رفته و از افرادي كه بر وي ستم كرده اند، هرگز راضي نشده است.

روايات فراواني در كتاب هاي شيعه و سني بر اين مطلب دلالت دارد كه به اختصار چند روايت را ذكر مي كنيم:

دفن شبانه، در روايات اهل سنت:

محمد بن اسماعيل بخاري مي نويسد:

وَعَاشَتْ بَعْدَ النبي صلي الله عليه وسلم سِتَّةَ أَشْهُرٍ فلما تُوُفِّيَتْ دَفَنَهَا زَوْجُهَا عَلِيٌّ لَيْلًا ولم يُؤْذِنْ بها أَبَا بَكْرٍ وَصَلَّي عليها.

فاطمه زهرا سلام الله عليها، شش ماه پس از رسول خدا (ص) زنده بود، زماني كه از دنيا رفت، شوهرش علي عليه السلام او را شبانه دفن كرد و ابوبكر را با خبر نساخت.

البخاري الجعفي، محمد بن إسماعيل أبو عبدالله (متوفاي256هـ)، صحيح البخاري، ج 4، ص 1549، ح3998، كتاب المغازي، باب غزوة خيبر، تحقيق د. مصطفي ديب البغا، ناشر: دار ابن كثير، اليمامة – بيروت، الطبعة: الثالثة، 1407 – 1987.

ابن قتيبه دينوري در تأويل مختلف الحديث مي نويسد:

وقد طالبت فاطمة رضي الله عنها أبا بكر رضي الله عنه بميراث أبيها رسول الله صلي الله عليه وسلم فلما لم يعطها إياه حلفت لا تكلمه أبدا وأوصت أن تدفن ليلا لئلا يحضرها فدفنت ليلا.

فاطمه از ابوبكر ميراث پدرش را خواست، ابوبكر نپذيرفت، قسم خورد كه ديگر با او (ابو بكر) سخن نگويد و وصيت كرد كه شبانه دفن شود تا او (ابوبكر) در دفن وي حاضر نشود.

الدينوري، أبو محمد عبد الله بن مسلم ابن قتيبة (متوفاي276هـ)، تأويل مختلف الحديث، ج 1، ص 300، تحقيق: محمد زهري النجار، ناشر: دار الجيل، بيروت، 1393هـ، 1972م.

عبد الرزاق صنعاني مي نويسد:

عن بن جريج وعمرو بن دينار أن حسن بن محمد أخبره أن فاطمة بنت النبي صلي الله عليه وسلم دفنت بالليل قال فرَّ بِهَا علي من أبي بكر أن يصلي عليها كان بينهما شيء.

فاطمه دختر پيامبر شبانه به خاك سپرده شد، تا ابوبكر بر وي نماز نخواند؛ چون بين آن دو اتفاقاتي افتاده بود.

و در ادامه نيز مي گويد:

عبد الرزاق عن بن عيينة عن عمرو بن دينار عن حسن بن محمد مثله الا أنه قال اوصته بذلك

از حسن بن محمد بن نيز همانند اين روايت نقل شده است؛ مگر اين كه در اين روايت قيد شده است كه خود فاطمه اين چنين وصيت كرده بود.

الصنعاني، أبو بكر عبد الرزاق بن همام (متوفاي211هـ)، المصنف، ج 3، ص 521، حديث شماره 6554 و حديث شماره: 6555، تحقيق حبيب الرحمن الأعظمي، ناشر: المكتب الإسلامي – بيروت، الطبعة: الثانية، 1403هـ.

و ابن بطال در شرح صحيح بخاري مي نويسد:

أجاز أكثر العلماء الدفن بالليل… ودفن عليُّ بن أبي طالب زوجته فاطمة ليلاً، فَرَّ بِهَا من أبي بكر أن يصلي عليها، كان بينهما شيء.

اكثر علما دفن جنازه را در شب اجازه داده اند. علي بن ابوطالب، همسرش فاطمه را شبانه دفن كرد تا ابوبكر به او نماز نخواند؛ چون بين آن دو اتفاقاتي افتاده بود.

إبن بطال البكري القرطبي، أبو الحسن علي بن خلف بن عبد الملك (متوفاي449هـ)، شرح صحيح البخاري، ج 3، ص 325، تحقيق: أبو تميم ياسر بن إبراهيم، ناشر: مكتبة الرشد – السعودية / الرياض، الطبعة: الثانية، 1423هـ – 2003م.

ابن أبي الحديد به نقل از جاحظ (متوفاي 255) مي نويسد:

وظهرت الشكية، واشتدت الموجدة، وقد بلغ ذلك من فاطمة ( عليها السلام ) أنها أوصت أن لا يصلي عليها أبوبكر.

شكايت و ناراحتي فاطمه (از دست غاصبين) به حدي رسيد كه وصيت كرد ابوبكر بر وي نماز نخواند.

إبن أبي الحديد المدائني المعتزلي، أبو حامد عز الدين بن هبة الله بن محمد بن محمد (متوفاي655 هـ)، شرح نهج البلاغة، ج 16، ص 157، تحقيق محمد عبد الكريم النمري، ناشر: دار الكتب العلمية – بيروت / لبنان، الطبعة: الأولي، 1418هـ – 1998م.

و در جاي ديگر مي نويسد:

وأما إخفاء القبر، وكتمان الموت، وعدم الصلاة، وكل ما ذكره المرتضي فيه، فهو الذي يظهر ويقوي عندي، لأن الروايات به أكثر وأصح من غيرها، وكذلك القول في موجدتها وغضبها.

مخفي كردن مرگ فاطمه (سلام الله عليها) و محل دفن او و نماز نخواندن ابوبكر و عمر و هر آن چه كه سيد مرتضي گفته است، مورد تأييد و قبول من است؛ زيرا روايات بر اثبات اين موارد صحيح تر و بيشتر است و همچنين ناراحتي و خشم فاطمه بر شيخين نزد من از اقوال ديگر اعتبار بيشتري دارد.

شرح نهج البلاغة، ج 16، ص 170.

دفن شبانه در روايات شيعه:

هر چند كه سبب وصيت صديقه طاهره در ميان شيعيان مشخص و اجماعي است؛ اما در عين حال به يك روايت و سخن اشاره مي كنيم.

مرحوم شيخ صدوق در علت دفن شبانه آن حضرت مي نويسد:

عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِيهِ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام لِأَيِّ عِلَّةٍ دُفِنَتْ فَاطِمَةُ (عليها السلام) بِاللَّيْلِ وَ لَمْ تُدْفَنْ بِالنَّهَارِ قَالَ لِأَنَّهَا أَوْصَتْ أَنْ لا يُصَلِّيَ عَلَيْهَا رِجَالٌ [الرَّجُلانِ ].

علي بن ابوحمزه از امام صادق عليه السلام پرسيد: چرا فاطمه را شب دفن كردند نه روز؟ فرمود: فاطمه سلام الله عليها وصيت كرده بود تا در شب وي را دفن كنند تا ابوبكر و عمر بر جنازه آن حضرت نماز نخوانند.

الصدوق، أبو جعفر محمد بن علي بن الحسين (متوفاي381هـ)، علل الشرايع، ج 1، ص185، تحقيق: تقديم: السيد محمد صادق بحر العلوم، ناشر: منشورات المكتبة الحيدرية ومطبعتها – النجف الأشرف، 1385 – 1966 م .

مرحوم صاحب مدارك رضوان الله تعالي عليه مي گويد:

إنّ سبب خفاء قبرها ( عليها السلام ) ما رواه المخالف والمؤالف من أنها ( عليها السلام ) أوصت إلي أمير المؤمنين ( عليه السلام ) أن يدفنها ليلا لئلا يصلي عليها من آذاها ومنعها ميراثها من أبيها ( صلي الله عليه وآله وسلم ).

علت مخفي بودن محل دفن فاطمه سلام الله عليها آن گونه كه مخالف و موافق نقل كرده اند اين است كه آن حضرت به اميرمؤمنان عليه السلام سفارش كرد تا او را شبانه دفن كند تا آنان كه او را اذيت كرده و از ارث پدرش محروم كرده بودند بر وي نماز نخوانند.

الموسوي العاملي، السيد محمد بن علي (متوفاي1009هـ)، مدارك الأحكام في شرح شرائع الاسلام، ج 8، ص279، نشر و تحقيق مؤسسة آل البيت عليهم السلام لإحياء التراث، الطبعة: الأولي، 1410هـ.

نتيجه:

با توجه به مدارك موجود و اعتراف بزرگان اهل سنت، دليل دفن شبانه آن حضرت وصيت آن حضرت بود كه نمي خواست افرادي كه بر او ستم كرده اند، بر جنازه اش نماز بخوانند و با اين كار خشم خود را از غاصبان خلافت جاودانه ساخت.

برای مطالعه بیشتر کلیک کنید.

Author : admin

admin

RELATED POSTS

Leave A Reply